1000 روزگی

سلام دوستان

عیدتون مبارک

دلهاتون شاد و لبهاتون پر خنده

این روزها حال و هوای خاصی داریم.

از طرفی عمو حسین اینا بار سفر بستن و وسایل شون رو جمع کردن . یعنی که یکی دو روز دیگه............. انشاءالله به سلامتی برن و با دل خوش اون جا بهشون خوش بگذره . اما قبول کنید که دوری سخته.حالا اونها جای جدید و مشغولیت جدید و تنوعش شاید یه جورایی مشغولشون کنه اما جای خالی شون اینجا خیلی حس میشه.خصوصا ایلیا که روزی چند بار در خدمتش بودیم!!! تازه چند وقتیه که بچه ها بازی هاشون میشه گفت یه کمی بهتر شده.البته نه خیلی ، ولی آثار بزرگ تر شدن توی رفتارها و بازی هاشون مشهوده. حالا یا بو بردن که قراره از هم دور بشن یا واقعا اثر بزرگ شدنه

از طرف دیگه داریم لحظه شماری می کنیم برای دیدن دسته گل های دایی انشاءالله هفته آینده میان اینجا.و آخر هفته هم به خواست خدا عقیقه شون رو میدیم.دیگه عقیقه یکی شون بمیشه ولیمه خونه زن دایی و یکی شون هم خونواده خودمونجای همه خالی خصوصا زن عمو

و اما توضیح درباره عنوان مطلب:

همون طور که میدونید من روزشمار تولد آقا رضا رو حساب می کنم و اگه یه جورایی گله اطرافیان نبود دوست داشتم هر ماه براش تولد بگیرم(هر چند امکانش نبود ولی دوست داشتم!!!!) ولی اعداد خاص رو سعی داشتم بگیرم.مثل 100 روزگی، 500 روزگی و ..... البته ماه هایی مثل 30 ماهگی رو هم که مصادف با عید فطر بود دوست داشتم بگیرم. از 800 روزگی و بعد اون 888  روزگی که به خاطر تقدس عدد 8 و انتصابش به امام رضا(ع)دوست داشتم براش جشن بگیرم و نشد وعده 1000 روزگیش رو به خودم دادم.خدا کنه که عملی بشه.

حالا 1000 روزگی عروسکم هفته دیگه است و قرار بود به خاطر عید غدیر چند روزی زودتر جشن بگیریم .روز عید.اما چون برنامه اومدن دایی هفته بعد بود و برنامه رفتن عمو اینا آخر هفته بعد قرار شد همون روز 1000 روزگی جشن بگیریم که هم پسرعموهای پسرم باشن و هم پسر دایی ها( یعنی همه فامیل مونو همه مهمون هامون)

 

موفق باشید

در پناه حق

دست علی یارتون

/ 0 نظر / 13 بازدید