نور افشانی

بسم الله الرحمن الرحیم

ایام الله دهه فجر بر شما مبارک باد
به امید پیروزی همه مسلمانان و آزادگان جهان
و به امید برپایی حکومت عدل علی به دست مهدی فاطمه
دیشب برای اولین بار توی مراسم مربوط به نورافشانی شرکت کردیم.همیشه از توی خونه می دیدیم ولی این دفعه شرایط طوری جور شد که قبل از ساعت 9 شب اتفاقی نزدیک های پارک دولت (محل نور افشانی) بودیم و این بار به پیشنهاد بابایی!!!! به خاطر گل پسرمون خودمون رو به محل مورد نظر رسوندیم.پیشاپیش بهش گفتیم باید با همه بگی *الله اکبر* تا نور افشانی بشه.خیلی زیبا بود و بچه م هم کلی ذوق کرد.البته هوا هم حسابی سرد بود.خوش گذشت.جاتون خالی

بالاخره موفق شدیم آقا رضا رو بفرستیم سلمونی.........برای اولین بار..... البته خیلی از کارش خوشمون نیومد اما از اینکه شکر خدا حاضر شد بره خوشحالیم. حالا با چه ترفندهایی رفت ، بماند!!!!!.انشاءالله تا تولدش یعنی کمتر از یک ماه دیگه موهاش دوباره خوش حالت بشه.انشاءالله

عمو حسین اینها هم یکی دو روزی هست اومدن و دوباره جمع مون جمع شده. و رضا و ایلیا هم حسابی حق پسرعمویی رو ادا می کنن.ما هم که مشغول حرف های عقب افتاده این چند وقت دوری.......رادین هم که دیگه با سخنرانی هاش به زبون خودش اعلام حضور میکنه و گاهی این فسقلی صداش از همه بلندتر میشه!!!!

محمد علی و محمد حسین هم تولد سه ماهگی شون رو تنها در حضور مامان و باباشون جشن گرفتند.مبارک شون باشه.ما هم با دیدن عکس هاشون توی شادی شون شریک شدیم.

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ؛ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ
       

همه با هم در راهپیمایی امروز
/ 4 نظر / 5 بازدید
معرفی وبلاگ های کودکانه

سلام ... چه عکسای نازی داره پسرتون ..ماشالله... اگه مایلید وبلاگ پسرتون به دوستای کوچولوی دیگه معرفی بشه تشریف بیارید وب ما توی نظراتمون در دو سه خط آقاپسرتونو تعریف کنید به علاوه اینکه سنشونو هم بگید ... ضمنا منو هم لینک کنید و بهم اطلاع بدین ..با تشکر

خاله زینب

سلام مادران. سلام پدرها. چقدر تا حالا پای سیستم بودین؟ یه ساعت؟ دو ساعت؟ بیشتر؟ ماشالله یه خواهش کوچولو دارم. هر چهار روز، کوچولوتون رو از دو ساله گرفته تا پنجم دبستان و اول راهنمایی؛ بیارین و بشونینش کنار خودتون، همچین با حس نوشته های خاله زینب رو براش بخونین. بعد از اینکه خوندین راجه بهش با هم حرف بزنین. بعد غذا. یا موقع خواب. براش یه بار دیگه به صورت قصه یادآوری کنین. تا حرفای خوب تو دل بچه ها بشینه. یادتون باشه، اگه به بچه هامون بگیم وقتی که بزرگ بشن ادم موفقی می شن و کارای خوبی رو می کنن و با همه مهربونن و به همه راست می گن و غیره و غیره. هر چی این ها رو بیشتر تلقینشون بکنین احتمال اینکه به همین راه هم بیافتن زیاد می شه. وقتی بچه ای نابغه است بزنی تو سرش تنوبوغش خشک می شه و وقتی بچه ای کودن باشه و بهش بگن تو هوشت زیاده و نابغه ای اونوقته که تو زندگیش موفق می شه. چون خودش رو باور می کنه. حالا این وقت رو بزارین. خوندن این مطلب جقدر طول کشید؟ همون قدر وقت بزار. [گل]