خدای مهربون

سلام به همه مامان های عزیز و نی نی ها ی گل شون11.gif

این چند روز هر وقت که یه کم بیکار شدم خواستم مطلبی بنویسم امکان نوشتن توی وبلاگ نبود نمی دونم چرا؟!!!13.gif

روزها به سرعت داره میگذره یا نه انگار زمان متوقف شده نمی دونم. بععضی وقتها یاد اوائل بارداری می افتم که برام چقدر طولانی و سخت به نظر می رسید ۹ ماه تمام و ۹ روز انتظار یا همون ۴۰ هفته.29.gifاما حالا که به آخراش دارم نزدیک میشم (به حول و قوه الهی) بعضی روزها زود میگذره . نمیدونم شاید علتش اینه که هنوز خیلی کار دارم . سه تا امتحان عقب مونده به خاطر سرما،نوشتن لیست های نوبت اول مدرسه، نخریدن بقیه وسایل نی نی تپل،آماده نبودن اتاقش،حتی هنوز پرده اتاقش رو هم انتخاب نکردیم. خانم دکتر هم که تاکید میکنه باید استراحت کنی و گرنه نی نی تپل تون خیلی تپل نمیشه 05.gif

مشکل جدیدی هم که این چند روز بهش گرفتار شدم خارش های شدید توی دست و پا و شکمه.میگن طبیعی ه. از هورمونه های دوران بارداریه.اما از هر چی که هست بعضی وقتها دیگه واقعا غیر قابل تحمل میشه14.gifاما....

 مامان به خاطر نی نی تپلش حاضر همه چیز رو تحمل کنه فقط نی نی ش سالم و سلامت باشه. حتی به خدای مهربون هم این رو گفته  که بدونه چقدر نی نی ش رو دوست داره و مواظبش باشه تا همیشه49.gif هرچند که این رو خوب میدونه که محبتی که به نی نی تپلش داره در مقابل محبت خدای مهربون چیزی نیست. خدا دوستشون داشته که این همه نعمتهای خوب رو بهشون داده سختی هاش رو هم تحمل میکنیم  31.gifتا شیرینی هاش خوشمزه تر بشه .

بازم ازت ممنونیم خدا جون مهربون.هر چی که بگیم هم باز کمه 

خدا جون:

همه مامان و بابا های مهربون و نی نی هاشون رو حفظ کن و مواظبشون باش که از مسیر رضایت تو خارج نشن.تو صراط مستقیمت باقی بمونن و عاقبت یه خیر بشن.

کمکشون کن که بتونن دل آقاشون امام زمان (عج الله) رو به دست بیارن (اینقدر دلش رو با کارهاشون نشکنن) خودت عنایتی کن که با تولد هر نی نی تپل لبخند رضایت رو لبهای آقا بشینه .لبخند شادی از تولد یه سرباز خوب.                                          (آمین یا رب العالمین)

/ 3 نظر / 2 بازدید