عید مبارک

سلام دوستان

عید میلاد ثامن الحجج (ع)مبارکوبلاگ

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی

الامام الرئوف و حجتک علی من فوق الرض و من تحت الثری

صلوه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه

کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک

دیشب تولد ۶۰۰ روزگی رضا رو گرفتیم . یه تولد ساده و کوچک. بهانه ای برای شادی . به مناسبت ایام میلاد امام رضا(ع) و شکرانه هدیه الهی به زندگی مون **رضا** که دوست داریم هر ماه و هر روز براش جشن بگیریم. و به این بهانه بگیم خدایا شکرت هزاران بار

دیشب برای اینکه کسی به زحمت نیفته و این بهانه شادی و دور هم بودن باعث دردسر برای بعضی ها نشه و خدای نکرده مجبور  به هدیه آوردن نشن !!!!نگفتیم تولد میخوایم بگیریم . از ظهر به زن عمو گفتیم شب ایلیا رو بیار پایین برای رضا بادکنک گرفتیم با هم بازی کنن. اما اسمی از تولد نبردیم گفتیم تا باورشون بشه منظورمون تولد نیست فقط شادیه خصوصا برای بچه ها.با مامانم اینها هم شرط کردیم هیچی نیارن. هر چی اصرار کردن خودمون دوست داریم برای نوه مون اون هم حالا که میلاد امام رضاست(َع)هدیه بگیریم بابایی ناراحت شد گفت نه به هیچ وجه چون به بقیه نگفتیم دوباره ناراحتی پیش میاد که اینها کادو دادن ما ندادیم(و از این جور حرفها که هر چی کنیم بازم پیش میاد..http://i26.tinypic.com/1ylc8o.gif.)خلاصه اونها رو راضی کردیم یه شب دیگه که اسمی از تولد نباشه هر چی میخوان بدن بیارن.اونها هم  حرف گوش کردن فقط دو تا اسباب بازی کوچک گذاشتن توی کیف شون و آخر شب بعد از همه چیز در آوردن دادن دست رضا!!!(ممنون از همکاری شون)تازه شام ما رو هم آوردن ساندویچ سالاد اولویه

 بعد از اینکه بادکنک ها و ریسه ها رو زدیم و دکور رو برای عکس گرفتن آماده کردیم و مهم تر از همه بعد از *دلنوازان*بابایی رفت بی بی و بابابزرگ  و عمو اینها رو دعوت کرد که بفرمایید خونه ما .باز هم بدون اسم بردن از تولداما خودشون برداشت شون این بوده که حتما تولده و اونها هدیه آوردن و ما چیزی اماده نکردیم و ..................................... و تشریف نیاوردند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ما هم بعد از کلی علافی و منتظر بودن چون کیک رو رضا داشت از بین می برد مجبور شدیم کیک رو تقسیم کردیم و سهم شون رو فرستادیممتحیر~~19واقعا نمیدونم ما باید چکار می کردیم!!!!

من  به خاطر بابایی دوست ندارم هیچ کاری و برنامه ای رو با حضور خونواده خودم تنهایی برگزار کنم حتی یه تولد ساده و کوچک و معمولی رو.بنده خدا بابایی دیشب حسابی بی حوصله بود ولی............

من هم تصمیم گرفتم انشاءالله تولدهای بعدی رو سه نفره بگیریم .بدون همکاری و دردسر!!!!به قول بی بی که دیگه تولد نمیخواد تا دو سالگی!!!!!106

ولی با این همه تولد خوبی بود به همه مون و رضا هم خیلی خوش گذشت جاشون خالی خصوصا ایلیا

رضا از اول که بادکنک ها و ریسه ها رو دید اون هم در حضور خاله و دایی  تا وقتی که کیک رو دید کلی ذوق زد.وقتی کیک رو دید که دیگه هیچیبا این که کیک کوچک و ساده ای بود اما خیلی خوشش اومده بود . با خامه یه سگ رو دراز کشیده درست کرده بودند که چتری هم بالای سرش بود. با مزه بود رضا بهش می گفت موش!!!یک دفعه شروع کرد به ناخنک زدن به کیک و توی یک لحظه به جای ناخنک  پنج انگشتی رفت توی کیکحالا هم تا اسم کیک میاد یا عکسش رو میبینه سریع انگشتش رو نشون میده و به به میکنه!!! البته تولدهای قبلی هم این کار رو کرده بود اما الان بیشتر کیف کردشمع فوت کردنش هم عالی بود چندین بار!!!!!

دلهاتون شاد و لبهاتون خندون

ببخشید اگه طولانی شد

التماس دعا

 

/ 6 نظر / 15 بازدید
رویا

سلام مامان رضا مبارک باشه هم عید و هم تولد آقا رضا. البته اینجوری که شما پیش میرین [چشمک] راستی من تازه 2-3 روزه که آپدیت کردم که.

نازی مامان دالیا

هميشه خوش باشي گلم [ماچ] تولدت هم مبارك عسيسسسسسسسم[هورا][هورا] به ماماني بگو تند تند آپ كنه اينجا رو عكس هم بذار ماماني دلموون واسه رضا تنگوليده [بغل]

مامان محمدطاها

از طرف من يه بوس ابدار برا رضا جون ان شاءا.. هميشه شاد باشيد[ماچ]

ایلیای ما

تولدت مبارک زن عمو ما که قبلا توضیح دادیم وقتی گفتی بیاین بادبادک بازی من اصلا تو فکر دعوت نرفتم وقتی هم خواستم بیایم پیشتون دیدم که مهمان دارید پس گفتم یه موقع دیگه میایم بادبادک بازی[نیشخند] انشالا تولد دو سالگیش

مونا و عطرین

تولدت مبارک آقا رضا ایشالله همیشه خود آقا امام رضا پشت و پنهات باشه خاله جون [ماچ][گل]

آرین و مامانی

سلاااااااام خوبی؟احوال شما؟ تولد گل پسر مبارک باشه[ماچ] قالب وبلاگتون خیلی نازه راستش تا حالا برای من کامل باز نشده بود[نیشخند] چه بد که آدم به خاطر کادو و این جور چیزا اعصاباش میریزه به هم کاش اصلا تعارف هیچ موقع نبود[پلک] ببوسین رضا کوچولو رو از طرف ما