500 روزگی

سلام دوستان

عیدتون مبارک

انشاءالله که همیشه دلتون شاد باشهو در شادی اهل بیت لبتون خندونقلب

این مدت که نبودیم اتفاق های زیادی افتاده که وقت خودشون خیلی استرس زا ،درد سر ساز ،ناراحت کننده و ...... بودند تعجباما شکر خدا الان خوبیمچشمک

بگذریم: اول بیام سراغ خبرهای خوب:

امروز مصادف با عید بزرگ مبعث پسرک ناز مامان ۵٠٠ روزگیش رو جشن میگیره هورا

یعنی بازم تولد بغل

هوراتولد تولد بازم تولدت مبارکهورا

البته این دفعا برای اینکه کسی رو به زحمت نندازیم نمیگیم کسی بیاد (منظورم از کسی همون مامان بزرگ هاو بابا بزرگ ها هستن)خودمون سه تایی تولد میگیریم بعد توی خوردن کیک شریکشون می کنیممژه

و اما بریم سراغ شرح ما وقع:

یه روز که خیلی معمولی داشت بازی میکرد نه بدو بدویی در کار بود و نه شیطنتی، تنها هم نبود من و بی بی هم توی آشپزخونه بودیم و عموش هم نشسته بود اما....دل شکسته توی آشپزخونه خورد زمین و متاسفانه زمین خوردن  همان و شکستن پیشانی همانگریهبچه م یه دفعه همه صورتش پر از خون شد نمیدونید با چه حالی اون رو به بیمارستان رسوندیم من که داشتم دیوونه میشدم خیلی خدا رحم کرد بهش و بهمونناراحتخواست خدا بود اون روز باباش پادگان نرفته بود ،عموش هم تازه رسیده بود خونه و گر نه بابایی با اون حال اصلا درست نبود رانندگی کنهدل شکستهعروسک مامان سرش سه تا بخیه خورد گریهبچه م خیلی اذیت شددل شکستهشکر خدا حالا بهتره هر چند جاش مونده و هنوز خوب خوب نشده فکر می کنم موقع بخیه دو طرف رو درست کنار هم قرار نداده الان که داره زخمش خوب میشه وسطش بازه خدا کنه خوب خوب بشهبغلو این اتفاق برای هیچ نی نی دیگه ای پیش نیاد.نگران

اما بابایی:

از دست پاچگی زیاد موقع پایین اومدن از پله ها پاش پیچ خورد  و ورم کرد و به شدت دردناک بود . دکتر گفت تاندون های پاش کش اومده. آمپول زد یه سری دارو داد شکر خدا بهتره اما هنوز آثارش هستنگرانحدود دو هفته پیش هم بابایی عمل سینوس ساکرال انجام داد فکر نمیکنم نیاز به توضیح داشته باشه فقط دعا کنید انشاءالله زود خوب بشه بتونیم امسال بریم سفر چون با این وضعیت غیر ممکنهناراحتالبته میدونم اگه امام رضا(ع) بطلبه خودش همه چیزش رو جور میکنه پس دعا کنید بطلبهقلب

انشاءالله اگه خدا بخواد هفته دیگه خدمت بابایی تموم میشه و دیگه بابایی هر جا خواست بره سر کار کارت پایان خدمت دارههورا می تونه مدارک تحصیلیش رو بگیره و یه عالمه مزیت دیگهچشمکبه قول بابایی تا حالا دیپلم هم نداشت یعنی مدرکش رو نداشتتعجبچشمک

 

اگه خدا بخواد تصمیم داریم برای گل پسر صندلی ماشین بخریم. دنبال یه نوع خوب و مطمئن و راحت و ایمن هستیم . اگه نظر یا تجربه ای دارید بی نصیب نذاریدمونچشمکیه نمونه دیدیم مارک *پیر کاردین* کسی اطلاعی درباره ش نداره؟از خود راضی

 موفق و سر بلند باشید

در پناه حق

التماس دعابای بای

/ 6 نظر / 2 بازدید
سپیده 20

سلام امیدوارم پسر گلت زودتر خوب بشه .من تازه اینجا رو پیدا کردم شما خانوم مهربانی هستی خوشحالم که شما هم اهوازید.برا منم دعا کن که نینی دارشم .

توسکا

سلام . دیگه توی بلاگفا نمی نویسین ؟ [سوال] البته سرویس دهی اش که تقریبا افتضاحه . [ناراحت] خوندم پستت رو . چه روزای سختی داشتی [ناراحت]باید صدقه ای چیزی می دادین . این همه بدبیاری پشت سر هم ؟ [تعجب] خدا که به خیر کرد . ولی گمون نکنم هیچ مادری بتونه تا خوب شدن کامل زخم پیشونی بچه اش نفس راحت بکشه بدون اینکه دلش ریش بشه ...[ناراحت] طفلی مامان نی نی تپل من . [ناراحت] ایشالله با رفتن به مشهد همه چی فراموشتون می شه . [قلب] مواظب خودتون باشین . [قلب][گل]

حدیثه

سلام .500 روزگی گل پسر مبارک باشه اعیاد بزرگ و خجسته شعبانیه مبارک[گل][گل]التماس دعا پیش ما هم بیایید خوشحال میشیم