نویسنده : مامان خانم ; ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸

سلام دوستان

از همه عزیزانی که لطف کردند و نظرشون رو درباره قالب جدید گفتن ممنون.

هنوز مشکلم با بلاگفا حل نشده.

اما اینکه نتونستم به همه سر بزنم چند تا دلیل داشت که انشاءالله توی اولین فرصت جبران می کنم:

اول اینکه دوباره آقا رضا مریض شد و بازم تب ویروسی و به دنبالش سرما خوردگی. تقریبا دو روز تب داشت و ما تنها کارمون تلاش برای پایین آوردن تب بود.بعدش هم کهآب ریش بینی و .....سرما خوردگی. هنوز هم داروهاش ادامه داره.

دوم اینکه باز هم گل پسری سر خودش بلا آورده اون هم نه یکی سه تا تقریبا توی دو روز:

- گفت آب میخوام بهش دادم مثل همیشه کم. و اون هم مثل همیشه به اندازه ای ازش خورد که برای ریختن چیزی توی لیوان بمونه.اما این بار آب رو کف آشپزخونه ریخت زمین که سرامیکه و فرشش رو هم خیلی وقت برای تنوع جمع کردم.معلومه چی شد!!!!!!!! پاش سر خورد و به شکم خورد زمین و به شدت گریه کرد طوری که با کمک بابایی به زور تونستیم ساکتش کنیم فکر کردیم دهنش زمین خورده و من خدا رو شکر میکردم این جوری که افتاد و نزدیکه تیغه تیز آشپزخونه بود سرش چیزی نشد اما فرداش متوجه شدم کنار زخم بخیه های دفعه قبلیش یه شکاف کوچولوی دیگه باز شده که احتمالا مربوط به همین حادثه ست.

- شب بعدش خونه مامانم اینا یاد گرفت از لبه گل خونه شون بره بالا با اینکه خیلی هم کوتاه نیست اما...... یه بار که داشت میرفت پاش سر خورد و ....... دندونش توی لبش نشست و چقدر خون اومد .حسابی دل دو تا مون خون شد تا خونش بند اومد و دهنش رو آبکشی کردم و تمام مدت گریه میکرد

- باز هم خونه مامانم اینا (آخه این دو روز اون جا بودیم یعنی شب اومدیم خونه خودمون دوباره ظهر رفتیم برای افطار)مشغول بازی بود که وارد اتاق خاله شد نه میدوید نه چیزی دستش بود داشت راه میرفت که نمی دونم چی شد پهن زمین شد و سرش به لبه تخت خاله خورد که فرفوژه ست .دقیقا بین دو پیشونی. کبود شده و ورم کرده خیلی خدا رحم کرد به چشم هاش ،بینی ش!!!!!!!!خیلی وحشتناک بود از شدت گریه و درد نفسش بالا نمیومد فداش بشم خیلی اذیت شد.نمیدونم دیگه چقدر باید مواظب یه پسر بچه بود که بلایی سرش نیاد!!!!!!!!!

- امشب هم ایلیا اومده بود با هم بازی کنن آقا رضا یه گلدون رو شکست فدای سرش.خدا کنه بچه ها همیشه خرابکاری هاشون خونه خودشون باشه چون خونه دیگران فقط شرمندگیش برای پدر و مادر می مونه.

**************

چند روزه بعد از ظهر ها حدود ساعت 4 و  5 که میشه سر درد شدیدی میگیرم که تا شب موقع خواب ادامه داره دوباره سحر که پا میشم خوبم تا بعد از ظهر کسی در این باره چیزی می دونه؟

اگه خدا بخواد تصمیم دارم بعد از ماه مبارک رضا رو از پوشک بگیرم. خوشحال میشم تجربیاتتون رو در این باره بدونم هر چند بعضی ها توی وبلاگشون نوشتن اما نه همه و نه همه چیز رو!!!!!!!

 

موفق باشید

در پناه حق

التماس دعا

 








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش