نویسنده : مامان خانم ; ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٧

خانم غزاله سلام

این پیام رو گذاشتم چون امیدوارم که تشریف بیارین و بخونینش.

از مطالبی که در نظرات خصوصی نوشته بودید برایتان متاسف شدم. من هم بعد از این ادامه نخواهم داد و برای شما پاسخی نخواهم نوشت. همین مطلب را هم دوست داشتم خصوصی برایتان بفرستم اما متاسفانه شما از خودتان هیچ آدرسی نگذاشته بودید. اما دلایل تاسف من:

1- قضیه ای که تعریف کردید قطعا هر کسی را متاسف می کند. اما مساله ای که در مورد آن قانون اسلام و اعدام و اینها گفتید فکر نمی کنم صحیح باشد و گروهی که در نظر خود از آن نام بردید متاسفانه در میان خود روابط نادرست بسیاری داشته اند که بنا به اعتراف بسیاری از اعضای فراری آن گروه اثبات شده است. ضمنا گروه مورد نظر از گروه هایی است که تروریست بودن آنها را آمریکا هم پذیرفته است. و متاسفانه در ابتدای انقلاب بسیاری از جوانان مذهبی این کشور را بعنوان یک گروه مدذهبی فریب داده و به گروه خود کشانده بودند اما بعدها مشخص شد که گروهی التقاطی و مارکسیست هستند. ای کاش اتفاقی که تعریف کردید نمی افتاد.

2- ای کاش اصلا در مورد آن حادثه چیزی برای من تعریف نمی کردید. چون هیچ چیزی را برای اثبات نظراتتان در مورد حمایت کردن یا نکردن از فلسطین و غزه و حماس اثبات نمی کند.

3- متاسف شدم از اینکه سعی کرده بودید که با من برخورد تحقیر آمیز داشته باشید. من از اینکه در اهواز زندگی می کنم افتخار می کنم. افتخار می کنم جایی زندگی می کنم که هنوز می توان حقانیت این انقلاب را در آن با تمام وجود دید و احساس کرد. من جایی زندگی می کنم که هنوز بوی خون و باروت می دهد. نه خون و باروت جنگ تحمیلی، بلکه بوی خون شهیدان راه اسلام و تشیع بدست وهابیون منحرف و کافر. من جایی زندگی می کنم که هنوز روحانیونش مانند اوایل انقلاب بدست منافقین ترور می شوند. من جایی زندگی می کنم که هنوز وقتی پدری یا مادری از فرزندش در خانه خداحافظی میکند، مطمئن نیست که آیا در مسیرش بمبی کار گذاشته نشده باشد و آیا او باز هم می تواند فرزندش را ببیند؟ بله من در اهواز زندگی می کنم، جایی که هنوز به خوبی می توان بوی گند نفسهای روباه پیر استعمار را در کنار مرزهایش احساس کرد و محموله های انواع چاشنی های انفجاری و اسلحه های مختلف را دید که برای مسلح کردن فریب خوردگان وهابی و خلقی به اهواز و اطراف آن آورده می شوند. من جایی زندگی می کنم که هنوز خون شهدای انقلاب در چهارشنبه سیاهی که ساواک برای آن درست کرد و خون شهدای جنگ تحمیلی بر زمین خشک نشده است. من هر روز دارم اینها را می بینم، اگر این چیزها باعث بی اطلاعی است، پس من از هیچ چیز اطلاع ندارم. اگر زندگی کردن در چنین شرایطی باعث عقب ماندگی است پس من عقب افتاده ترین آدم دنیا هستم.

والسلام








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش