نویسنده : مامان خانم ; ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧

خانم غزاله سلام

خواهش می کنم مطالبی رو که می نویسم کامل بخونید. اینطوری شاید بتونیم از بحث هامون نتیجه بگیریم. من هم مطالب شما رو کامل میخونم.

اول اینکه ممنونم از اینکه منبع خبر و نظر قبلی خودتون رو ارائه کردید. دوم اینکه باز هم گلایه دارم که لحن شما اصلا مهربانانه نیست. من نمی دانم چه گناهی مرتکب شده ام که شما گویا بیش از اسراییل و آمریکا و البته به زعم خودتان حماس ناصبی!!! از من نفرت دارید؟ ای کاش کمی به مهربانی با هموطنانمان می اندیشیدیم. ضمنا شما فرمودید که من انکار کردم موضوع رو. اگر مطلب من رو درست و کامل خونده باشید، من انکار نکردم و منبع خواستم. اما نظر خودم رو ابتداً در مورد گروه حماس بیان کردم و نگفتم چنین کاری نکردند و چنین حرفی نزدند، بلکه گفتم و باز هم می گم که چنین کاری بعید است از اونها و البته اگر انجام داده باشند غلط کرده اند و ....

و اما در مورد منبع خبر شما....

1) ممنونم که منبع خبر رو ذکر فرمودید.

2) به وبلاگی که آدرس داده بودید سر زدم و مطلب رو خوندم و البته مطلب ارائه شده توسط شما رو (که هر دو یکی بود). مطلب مشابهی رو در سایت "شیعه آنلاین" دیدم.

3) در مورد جمله ی "سننتصر علی اسرائیل کما انتصر یزید علی الحسین" که به یکی از رهبران حماس نسبت داده شده، از طریق گوگل عربی در سایت "الجزیره عربی" که بعنوان سایت مصاحبه کننده معرفی شده، جستجو کردم. اما نتیجه ای در بر نداشت و چیزی تحت این عنوان پیدا نشد. جالب اینکه نتایج جستجو در گوگل عربی درباره جمله ی مورد نظر، سایت های فارسی هستند که همه این مطلب رو از سایتی فارسی زبان به نام "عراق نو" و با وابستگی نامشخص ذکر کردند و هیچ کدام منبعی غیر از "عراق نو" ارائه ندادند و حتی یک مورد پیدا نمی شود که مستقیماً از سایت الجزیره ی عربی نقل کرده باشد و لینک و گزارش مصاحبه ی مذکور در سایت الجزیره را داده باشد.  میتونید خودتون هم جستجو کنید. این هم لینک جستجوی من.

4) در این قسمت شما رو به خوندن دوباره ی استدلال های بحث قبلی که در همین وبلاگ نوشتم ارجاع میدم و توصیه می کنم در مورد مذاهب اهل سنت و مذهب مردم فلسطین بیشتر تحقیق کنید.

5) در جریان جستجو به دنبال جمله ای که فرموده بودید، به وبلاگی برخوردم که این مساله رو به خوبی تجزیه و تحلیل کرده بود هم مطلب رو اینجا میزنم و هم لینکش رو می گذارم. خواهش می کنم حتما بخونید. و اما مطلب ارائه شده در این مورد در وبلاگ "حامی" :

"


                پس از آنکه پست سابق را درباره مذهب مردم فلسطین(پاسخ جدی به یک شبهه) نوشتم و با کمک وبلاگ یهود شناخت  و سایر دوستان آنرا غنی تر کرده و به ویرایش هفتم رساندم، از دوستان کمک خواسته بودم، برخی دوستان یاری های خوبی رساندند و برخی انتقادات و نظرات  خوب و راهگشایی داشتند که از همه متشکرم... از جمله دو نفر که عین مطالب آنها را در اینجا کار می کنم: یکی آقا مهدی (سنت یا بدعت) و دیگری محمد آقا (حماس و ناصبی بودن! ) که تازه با او آشنا شده ام. برای احترام بیشتر به این بزرگواران و تکمیل مباحث قبلی عین مطالب آنها را می آورم:

مهدی بزرگوار نوشته است: «سننتصر على اسرائیل کما انتصر یزید على الحسین» واقعا ساده لوحی و حماقت است اگر کسی این جمله را بشنود و باور کند زیرا:

اولا: حتی وهابی های متعصب هم کار یزید را قبول ندارند تا بخواهند از او دفاع کنند به طوری که روایات بر ضد یزید چه نزد شیعه و چه نزد اهل سنت موجود است. و حتی کسانیکه از اهل سنت می خواهند به نحوی منکر لعن یزید شوند می گویند: شاید در آخر عمر توبه کرده باشد!!! و بلکه اکثر علمای اهل سنت نیز لعن یزید را جایز و حتی واجب می دانسته اند. حتی ابن جوزی از علمای بزرگ و متعصب اهل سنت در این زمینه کتاب «الرد علی المتعصب العنید المنکر للعن یزید؛ رد بر شخص متعصب وکینه توزی که لعن یزید را قبول ندارد!!!» را نوشته است. وی در کتاب خویش در این زمینه می گوید: ان انکاره على من استجاز ذم المذموم ولعن الملعون من جهل صراح، فقد استجازه کبار العلماء، منهم الامام احمد بن حنبل (رضى اللّه) وقد ذکر احمد فى حق یزید ما یزید على اللعنه. ( توجه: وهابی ها حنبلی هستند!)

ثانیا: اصلا مشبه و مشبه به در این جمله به هم نمی خورد زیرا یزید فردی پرقدرت و دارای لشکری کامل همچون اسرائیل امروز داشت و همراهان امام حسین علیه السلام نیز افرادی با تعداد و تجهیزات اندک مانند حماس امروز بودند پس شاید اصل این جمله این بوده:«سننتصر على اسرائیل کما انتصر الحسین على یزید» اما عده ای مغرض و شاید نفهم آن را قلب نموده اند!

دوست دیگرم محمد نوشته:اسماعیل هنیه جنگ امروز غزه را جنگ «فرقان» نامیده بود. و وزیر خارجه ی رژیم صهیونیستی گفته بود که این جنگ، جنگ «ارزش ها» ست. ما همان طور که با جریانات خارجی مرزبندی داریم، به طور جدی با جریان های داخلی مان هم دارای مرزبندی هستیم.
در این روزها متأسفانه جریانات سطحی نگر دینی (که این مودبانه ترین لغتی است که برای شان پیدا کردم!) تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم زیادی می کنند برای تضعیف حمایت از حماس. اندکی از آنها که رسماً با حماس مخالفت می کنند و در این راه مقدس شان(!) دروغ و تهمت را هم که جایز  می دانند الحمدلله. اما طیف اکثریت شان -به خصوص بعد از موضع گیری های قاطع رهبر انقلاب- دل سوزاندن برای مظلومیت اهالی غزه را بلااشکال می دانند! اما به هیچ وجه دغدغه ی این موضوع را ندارند. اگر هیئت اند، یک دعایی در کنار دیگر دعاها برای نابودی صهیونیسم می کنند. اگر سایت خبری اند، در کنار دیگر خبرهای بسیار مهمی که راجع به مسائل اصلی(!) جهان می زنند، اشاراتی هم به غزه می کنند؛ و البته باز هم در این گیر و دار، تیتر می زنند و تأکید می کنند که جای دیگری در دنیا مظلوم تر از غزه است! (به درست یا غلط بودن این موضوع کاری ندارم اینجا. موضع آقایان مد نظرم است)

اگر کمی دقت کنیم خواهیم دید که مسئله، بغرنج تر از این حرف هاست. خط امام تنهاتر از این حرف هاست. همه ی حرف ها که زدنی نیست! خدا رحمت کند امام را که حتی بعد از قتل عام حجاج در سال 66 هوشمندانه وارد بازی شیعه-سنی نشد؛ فریب تبلیغاتی که می خواستند امام را به  موضع دفاع از حقانیت شیعه بکشانند، نخورد؛ و ماجرا را در نظام فکری جامع خودش تفسیر کرد و گفت ماجرای دعوای اسلام ناب است با اسلام آمریکایی.

پارسال در جواب دوستی که از کسی نقل قول کرده بود که "می دونید که فلسطینی ها ناصبی اند! لااقل بعضی هاشان هستند. بعد از اعدام صدام تو ماهواره نشون می داد که عکس صدام رو بالای خونه هاشون زده بودن. نمی گم کار اسرائیلی ها درسته اما اگه اینها کارشون پیش نمی ره و مثل لبنانی ها نمی تونن از پس اسرائیل بر بیان و بین خودشون هم اختلاف دارن و همدیگه رو می کشن دلیل داره چون ناصبی اند."، مطلبی را در این زمینه نوشته بودم که در ادامه ذکر شده است. البته در جواب آن مطالب است و در آن فضا. راجع به مسائل اخیر، دوستان مطالب خوبی نوشته اند. به طور خاص ببینید: غزه، رسواگر مرتجعان / فلسطینی ها شافعی هستند نه ناصبی / حکایت حماس، امام حسین، یزید و ساده لوحی برخی از ما *** تاریخ نامه: 02-02-2008

1- مظلوم
خیلی از احکام اسلام هست که اصلاً ربطی به دین و ایمان طرف مقابل ندارد. مثلاً جمله ی مشهور امیرالمومنین علیه السلام که کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً، فاقد قید عقیدتی است؛ یا آن زمانی که امیرالمومنین علیه السلام پیرمرد یهودی را در حال گدایی دید، و ناراحت شد و دستور داد که (به اصطلاح امروز ما) او را بیمه ی تأمین اجتماعی کنند، پیش خود نگفت ما که از اول با این یهودی ها مشکل داشتیم! اینجا صرف مستضعف بودن پیرمرد یهودی، وظیفه ایجاد می کند.
زمان دفاع مقدس هم در کردستان، کلی فداکاری شده است و خیلی جاها رزمنده های اسلام، حاضر شدند تلفات بیشتر بدهند تا افراد بومی غیرشیعه ی آنجا که خیلی هاشان ضدانقلاب بودند یا حتی ضدخدا بودند، کشته نشوند.

2- ناصبی
در برخوردهای دینی، باید مسائل واقعی (محیطی که طرف مقابل در آن زندگی کرده و...) را در نظر گرفت. شاید احادیثی که راجع به ناصبی ها داریم، درباره ی افراد بیسواد و جاهل که از سر نادانی حرفی را می زنند، صدق نکند. استادی داشتم؛ تعریف می کرد که از مرحوم علامه جعفری پرسیدیم این جوانهایی که در خانواده ی مسلمان به دنیا می آیند و بعد منکر احکام اسلام می شوند، مرتد محسوب می شوند؟ مرحوم آقای جعفری لبخند زد و گفت : این ها کی مسلمان شدند که حالا بخواهند از آن برگردند؟! (نقل به مضمون)

متن زیر قسمتی از یادداشت هایم است از یکی از سخنرانی های آ.رحیم پور که برخورد امام حسین علیه السلام با یک ناصبی نادان را نشان می دهد؛

محدث قمی نقل می‌کند: کسی از شام آمد مدینه. می‌گوید من گفتم یکی از کارهایی که در مدینه بکنم، این‌که این حسن و حسین را ببینم، تا می‌توانم فحش‌شان بدهم. حسین را دیدم. پرسیدم تو پسر ابوترابی؟ تا توانستم به او و پدرش و برادرش فحش دادم. حسین به آرامی گفت : پناه بر خدا! فحش دیگری دادم. او این آیه‌ی قرآن را خواند که خذ العفو وأمُر بالعرف و اعرض عن الجاهلین. یعنی ببخش و آدم‌های جاهل را محل‌شان نگذار. دوباره فحش دادم. این آیه‌ی قرآن را خواند که اخوانهم یمُدُونهم فی الغَیّ. یعنی کسان دیگری این‌ها را در گمراهی انداختند. یعنی طرف من تو نیستی! تو بازی خوردی! من با تو مشکلی ندارم. تو یک آدم تحریک‌شده‌ای. دوباره فحش دادم. حسین به من گفت : برادر! سخت نگیر! من که برای خودم استغفار می‌کنم؛ برای تو هم خواهم کرد. اگر کمک بخواهی کمکت می‌کنیم. اگر غریب هستی، میهمان ما باش. اگر راه رشد و حقیقت را می‌خواهی، نشانت می‌دهیم. می‌گوید من پشیمان شدم. می‌خواستم یک سوراخی پیدا کنم؛ آب بشوم بروم در زمین از خجالت. حتی نگذاشت من عذرخواهی کنم. این آیه را خواند: لا تَثریبَ علیکم الیوم یَغفِرُ الله لکم. امروز بر شما مشکلی نیست؛ خداوند شما را می‌بخشد. [البته] همین امام حسینی که در مسائل شخصی این‌قدر اهل مدارا و تسامح و گذشت است، سر مسئله‌ی حقیقت و عدالت از هیچ چیزی نمی‌گذرد؛ ولو بچه‌ی شش‌ماهه‌اش روی دست‌اش پرپر بزند...

3- فلسطینی ها
ناصبی یعنی دشمن اهل بیت. اکثریت اهل سنت، ناصبی نیستند. قضیه ی اختلاف انداختن بین شیعه و سنی چیزی است که به صورت جدی از طرف جبهه ی کفر پیگیری می شود. با هرکسی هم از در خاصی (بر حسب حساسیت های او) وارد می شوند.
درهرحال گسترده بودن جریان ناصبی بین مبارزین فسطینی (در صورت وجود) شایعه است. این ها بعضی هاشان بعد از انقلاب اسلامی شیعه شده اند. حتی بعضی معروف هایشان مثل لیلا خالد، رسماً در رسانه ها شیعه شدن شان را اعلام کرده اند (آن طور که در اینترنت خوانده ام). جریان اسلامی فلسطین، بچه ی انقلاب اسلامی ای است که آخوندهای شیعه راه انداختند. این را همه می دانند. حماس که در انتخابات پیروز شد، بنیامین نتانیاهو گفت : ایران در مرز اسرائیل، دولت تشکیل داد! خالد مشعل –نفر اول حماس- می گوید پدر معنوی ما امام خمینی است! این ها چه جور ناصبی هایی هستند که نفر اول شان می گوید "بعد از انقلاب اسلامی، ملت فلسطین فهمید که باید راه امام حسین را انتخاب کند" ؟!

4- صدام
حمایت از صدام، ربطی به ناصبی بودن ندارد. حتی آن ملعون خودش هم سابقه ی ناصبی گری نداشت (تا آنجا که من می دانم).
اینکه عده ای در فلسطین برای صدام مراسم عزا گرفتند که واقعیت دارد. الجزیره هم در آن زمان فکر و ذکرش را گذاشته بود پوشش خبری این مسئله! یادم است بعضی خائنین داخلی هم خوشحال شده بودند و می خواستند این را بهانه ای کنند برای مواضع سازشکارانه و ذلیلانه شان. من نمی دانم که این قضیه چقدر در فلسطین گسترده بوده. ولی به هرحال آمریکایی ها از جسد صدام هم، در جهت اهداف شان استفاده کردند! اما چند نکته:

الف) حمایت جمهوری اسلامی از فلسطین، از موضعی بالاتر از مسائل سیاسی ای است که بین کشورها مطرح است. این موضوع برای نظام، خیلی استراتژیک تر از آن است که با حمایت فلسطینی ها از صدام، بی خیالش شود.

ب) عوام فلسطینی تا حدودی حق دارند که فریب فضاسازی رسانه های غربی (و دنباله روهایشان) درباره ی صدام را بخورند. آمریکا خیلی سعی کرد که چهره ی ضدآمریکایی و مسلمانی از صدام تصویر کند. یادم است اعصابم خرد می شد، که این مردک بی دین در دادگاه، قرآن را از خودش جدا نمی کند. آخرش هم که در عید قربان و قرآن بر دست و شهادتین بر لب اعدام اش کردند! صدام قبلاً هم کارهایی کرده بود که خودش را مخالف اسرائیل و رهبر جهان اسلام نشان دهد. مثلاً زمان جنگ کویت به اسرائیل موشک زده بود. حتی یادم است چند سال پیش موقعی که آقای خامنه ای در نمازجمعه پیشنهاد داد که کشورهای اسلامی در اعتراض به جنایات اسرائیل، شیر نفت شان را ببندند، فقط صدام این کار را کرد! (حتی ایران هم این کار را نکرد!!)

ج) آقای عطاءالله مهاجرانی بعد از اعدام صدام یک مقاله ی خوبی در سایت اش نوشته بود و با ذکر نمونه هایی گفته بود که آمریکا (و اعراب پیروش) خیلی تلاش می کنند که صدام را به عنوان شخصیت ضد آمریکا و اسرائیل بزرگ کنند تا سید حسن نصرالله در جهان عرب، کمرنگ شود. به هرحال انحراف مبارزات، همیشه در دستور کار برادرهای مستکبرمان بوده است و چیز جدیدی نیست.
د) مورد دیگر این که همان طور که بین ما اختلاف نظرهای جدی هست، فلسطینی ها هم طبیعتاً همین طورند. این که یک عده غلطی بکنند، که دلیل نمی شود نظر همه، همان است.

5- ولایت
البته شکی نیست که مشکلات مسلمانان –به خصوص در فلسطین-، به خاطر محروم بودن از نعمت ولایت است. و دلیل پیروزی حزب الله هم بهره گیری از همین نعمت بود. اما اصولاً این موضوعی نیست که به شیعه و سنی ظاهری مربوط باشد که آن را به اصطلاح بزنیم تو سرشان! (منظورم از شیعه ی ظاهری، شیعه ی فقهی و قانونی است؛ یعنی کسی که از نظر تاریخی معتقد است که جانشین پیامبر صلی الله علیه و اله، امیرالمومنین علیه السلام بودند). مردم ایران و لبنان اخیراً که شیعه نشده اند! قرن هاست که شیعه بودند و از پس دشمنان برنمی آمدند. مردم عراق الآن هم شیعه اند و این اوضاع شان است. پس صرف شیعه ی فقهی بودن را نمی شود دلیل از پس اسرائیل برآمدن دانست (یک پتانسیل است). اما اگر منظور از شیعه، کسی است که ولایت را درک کرده و آماده ی شهادت است، بله، این آدم اسارت ندارد؛ اصلاً تمام مشکل بشریت، کم بودن این تیپ آدم است!

مسئله ی دیگری که وجود دارد این است که اختلاف داخلی و کشتن همدیگر، لزوماً نقطه ی ضعف نیست. ما هم اگر جریان های منافق مان (که کم هم نیستند)، نفاق را کنار بگذارند و رسماً به اردوگاه دشمن بروند، همین کار را باید بکنیم. بگذریم که "اختلاف داخلی" خواندن اتفاقاتی که بین فتح و حماس در فلسطین افتاد، ذاتاً شگرد رسانه ای است برای معلوم نکردن ظالم و مظلوم!

6- وحدت
چند قرن پیش صفوی ها و عثمانی ها با فتوای تکفیر و ناصبی بودن طرف مقابل به جان هم می افتادند؛ و خیلی مورخین یکی از علل افول قدرت مسلمین را همین می دانند. امام خمینی از اول با شعار وحدت آمد. تشخیص داد که دشمن، کس دیگری است. یک تقسیم بندی جدید را مطرح کرد. در پیام هایش روی "اسلام ناب" تأکید می کرد. روی وحدت خیلی تأکید داشت (این موضوع، شاید برای ما عجیب نباشد؛ اما برای کسانی که تاریخ شیعه می دانند چرا). خیلی ها فشار آوردند که تو برای مقاصد سیاسی، از شیعه عقب نشینی می کنی و... و ما امروز به وضوح می بینیم که نتیجه ی وحدت کاملاً به نفع شیعه (و به تعبیر صحیح تر به نفع انسان) تمام شده.

راجع به پیروان سنی خمینی هم راحت اظهارنظر نکنیم؛ خبر موثق دارم که امام رحمة الله علیه به بعضی از رهبران مبارز سنی که شیعه شده بودند (مثل دکتر کلیم صدیقی)، دستور داد که شیعه شدن تان را ابراز نکنید؛ تقیه کنید تا نقطه ی اتصال ما با عامه ی اهل سنت باشید.
و حرف آخر این که می گویند امام زمان علیه السلام که ظهور کنند –انشاءالله- ، خیلی شیعه ها در مقابل شان خواهند ایستاد، و خیلی غیرمسلمان ها (چه برسد به سنی ها) شیعه خواهند شد و سرباز حضرت. جریان ظهور، جریان حرکت به سمت وحدت است (آقای دکتر همایون –معاون وزیر ارشاد- پژوهش های مفصل و نویی در این زمینه دارند)...احساس نیاز مشترک بشریت از هر دین و مذهبی که باشند. خلاصه ظهور، نیازمند یک سری زمینه سازی هاست. منبع: وبلاگ حدیث نفس

اخیرا شیدا نیز چنین نوشت: یکی از دلایل دشمنی سران عرب با مقاومت اسلامی وجود جریانهای شیعی در مقاومت فلسطین است. از آن طرف برای دلسردی شیعیان و عدم حمایت آنان از این جنبشهای فلسطینی، بحث ناصبی بودن و یا عزاداری برای صدام ملعون را مطرح می کنند، درست مانند طرح عرب ستیزی که از طریق ماهواره ها و سایتها و... در کشورمان ترویج می شود، هر گاه صحبت از حمایت از فلسطین پیش می اید انواع اتهامات نسبت به نژاد عرب پیش کشیده می شود. اما در این جنگ روانی کسی برای تبلیغ این عرب ستیزی هر گز از کشتار حجاج ایرانی در مراسم ضد صهیونیسمی برائت از مشرکین به دست آل سعود خائن و عمو زاده های یهود، سخن به میان نمی اورد!؟ در تبلیغات ضد عربی مزدوران صهیونیسم برای مردم کشورمان، هرگز از ارتباط با صهیونیسم و خیانت سران عربی در حق مردم فلسطین سخنی گفته نمی شود و اصولا این مطالب هرگز در مقوله دلایل عرب ستیزی قرار نمی گیرد. همان ها که پان عربیسم و پان ترکیسم را به وجود اوردند شبهه ناصبی بودن را هم درست کرده اند. در مورد جنبش حماس و مردم فلسطین نیز موضوع به همین صورت است. در کشورهای عربی که عمدتا سنی مذهب هستند،حماس یک گروه شیعی تند رو تحت حمایت ایران معرفی می شود و در کشورهای شیعی چون ایران حماس و مردم فلسطین ضد شیعی، یزید پرست!!
در مورد برگزاری عزاداری برای صدام ملعون در فلسطین نماینده جنبش حماس در ایران در همان روزها در مصاحبه با روزنامه همشهری اعلام کرد این یک شایعه و تهمت برای دلسردی ایرانیان است. کسانی برای صدام مراسم برگزار کردند که از حزب بعث فلسطین و جنبش فتح بودند. به این ادرس مراجعه کنید: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=27005
بر لزوم حمایت از فلسطین و مقاومت مردمی –اسلامی حماس همین بس که حضرت رسول که سلام خدا بر او و آل پاکش باد فارق از هر گونه مرز بندی برای امت خویش فرمودند: «لا تزال طائفه من امتی ظاهرین علی الحق، لعدوهم قاهرین،لا یضرهم من خالفهم حتی یأتیهم أمر الله عز و جل و هم کذلک، قالوا یا رسول الله، و أین هم ؟ قال ببیت المقدس و أکناف بیت المقدس» یعنی: «طایفه ای از امت من دائماً به یاری حق شتابانند، دشمن خود را مقهور می سازند، مخالفانشان نمی توانند به آنان آسیب برسانند و منتظر امر الهی هستند، سؤال شد یا رسول الله این طایفه کجایند؟ ایشان پاسخ فرمودند، در بیت المقدس و اطراف آن.» لینک وبلاگ شیدا این آدرس است:http://tabasiran.parsiblog.com

بازدست نیازدرازمیکنم هرعزیزی که بتوانند درمسیرپاسخگویی به شبهات فلسطین قدم بردارد، قدمی در مسیر پیام آقاست.ممنون میشوم که بازازنوشته هاوانتقادات خودمرا سرشارازنیروی ادامه راه کنید."

5) همه ی انسان ها بعنوان یک موجود هوشمند و متفکر، باید با شناخت دقیق جریانات و اتفاقات اطراف، و تسلط بر فتنه انگیزی های برخی دشمنان، به راحتی و فقط با شنیدن یا دیدن یا خواندن یک خبر که عمدا تحریف شده یا ساخته شده، نباید فریب بخورند. این مساله رو کلی عرض کردم. هنوز هم نمیخوام بطور قطعی این مساله رو رد کنم. اما واقعا بسیار بسیار بعید است که اعضای یک گروه فلسطینی، به رهبری خالد مشعل که گفته "بعد از انقلاب اسلامی، ملت فلسطین فهمید که باید راه امام حسین را انتخاب کند" آنچنان سخن زشت و توهین آمیزی را نسبت به رهبر مکتب عاشورا و سید الشهدا علیه السلام بر زبان جاری کنند.

۶) مطلبی هست از شهید مطهری درمورد فلسطینیان:

«یک وقتی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضیها شایع است‏، یک وقتی دیدم یک کسی می‏گفت: این فلسطینیها ناصبی هستند. ناصبی‏ یعنی دشمن علی علیه السلام. ناصبی غیر از سنی است. سنی یعنی کسی که‏ خلیفه بلا فصل را ابوبکر می‏داند و علی علیه السلام را خلیفه چهارم می‏داند و معتقد نیست که پیغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب کرده است‏. می‏گوید پیغمبر کسی را به خلافت نصب نکرد و مردم هم ابوبکر را انتخاب‏ کردند. سنی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است چون او را خلیفه چهارم و پیشوای چهارم می‏داند و علی را دوست دارد. ناصبی یعنی کسی که علی را دشمن می‏دارد. سنی مسلمان است ولی ناصبی کافر است، نجس است. ما با ناصبی نمی‏توانیم معامله مسلمان بکنیم. حال یک کسی می‏آید می‏گوید این‏ فلسطینیها ناصبی هستند. آن یکی می‏گوید. این به آن می‏گوید، او هم یک‏ جای دیگر تکرار می‏کند و همین طور. اگر ناصبی باشند کافرند و در درجه‏ یهودیها قرار می‏گیرند. هیچ فکر نمی‏کنند که این، حرفی است که یهودیها جعل کرده‏اند. در هر جایی یک حرف جعل می‏کنند برای اینکه احساس همدردی‏ نسبت به فلسطینیها را از بین ببرند. می‏دانند مردم ایران شیعه‏اند و شیعه‏ دوستدار علی(ع) و معتقد است هر کس دشمن علی(ع) باشد کافر است، برای اینکه‏ احساس همدردی را از بین ببرند، این مطلب را جعل می‏کنند. در صورتی که‏ ما یکی از سالهایی که مکه رفته بودیم، فلسطینیها را زیاد می‏دیدیم، یکی‏ از آنها آمد به من گفت: فلان مسأله از مسائل حج حکمش چیست؟ بعد گفت‏ من شیعه هستم، این رفقایم سنی‏اند. معلوم شد داخل اینها شیعه هم وجود دارد. بعد خودشان می‏گفتند بین ما شیعه و سنی هست. شیعه هم زیاد داریم‏. همین لیلا خالد(۳) معروف، شیعه است. در چندین نطق و سخنرانی خودش‏ در مصر گفته من شیعه‏ام. ولی دشمن یهودی یک عده مزدوری را که دارد، مأمور می‏کند و می‏گوید: شما پخش کنید که اینها ناصبی‏اند. قرآن دستور داده در این موارد اگر چنین نسبتهایی نسبت به افرادی که جزو شما هستند و مثل شما شهادتین می‏گویند، شنیدید وظیفه‏تان چیست.»(۴)

7) مجددا خواهش می کنم که حتما جمله ی مورد نظر رو در سایت الجزیره ی عربی جستجو کنید.

8) اینجا را هم بخوانید :http://banoo.blogfa.com/post-149.aspx

9) از وبلاگ برترین زن:

حکایت حماس، امام حسین(ع) و یزید و ساده لوحی برخی از ما

سایت اینترنتی عراق نو ........ ........... ..........طی گزارشی .............................. ادعا کرده است: «گفته یکی از رهبران حماس در مصاحبه وی با کانال الجزیره قطری مبنی بر اینکه "سننتصر على اسرائیل کما انتصر یزید على الحسین:بر اسراییل پیروزخواهیم شد همچون پیروزی یزیدبر حسین! "هیچگاه از اذهان مردم عراق پاک نخواهد شد» در اینجا چند سئوال به وجود می آید:

۱- اگر این خبر صحت دارد، نام این رهبر حماس چیست؟
۲- این مصاحبه در چه روز و چه ساعتی با شبکه الجزیره صورت گرفته است؟
۳- آیا این سایت می تواند، فیلم این مصاحبه را هم پخش کند؟
مطمئن هستم که این سایت، جوابی برای سئوالهای بالا ندارد. با این حال برای اینکه دغلکاری این سایت ثابت شود، از خوانندگان وبلاگ دعوت می کنم جمله ""سننتصر على اسرائیل کما انتصر یزید على الحسین"را در گوگل یا هر موتور جستجوی دیگری سرچ کنند. توجه به نتایج این جستجو نشان می دهد:  این جمله فقط در سایتها و وبلاگهای فارسی زبان وجود دارد که البته این سایتها و وبلاگها هم منبع شان در نقل این جمله، سایت «عراق نو» است. حتی در یک سایت عرب زبان هم، این جمله را نمی بینیم.  سایت «عراق نو» مدعی است "(این) گفته یکی از رهبران حماس...هیچگاه از اذهان مردم عراق پاک نخواهد شد". خوب! آیا جالب نیست با وجود این همه سایت و وبلاگ عرب زبان که شیعیان عراقی آنها را اداره می کنند، حتی در یکی از آنها هم چنین جمله ای نقل نشده است؟ مگر نه این است که این جمله، دل مردم عراق را جریحه دار کرده است و هیچگاه از ذهن آنها پاک نخواهد شد؟ پس بازتاب چنین جمله ای در سایتها و وبلاگهای عربی شیعی کجاست؟ با توجه به اینکه مصاحبه مذکور، با یک شبکه عربی و به زبان عربی انجام شده است، خبرهای منتشر شده به زبان عربی که آن را منعکس کرده اند کجا هستند؟ بنابراین اجازه بدهید، همکاری این برادران شیعه مان را با حکام وهابی سعودی، در کوبیدن و لجن مال کردن بچه های حماس، به آنها تبریک بگوییم!

***در پایان گفتار، همراه با امام خمینی همان سخنانی را تکرار می‌کنیم که ایشان از هفده سال پیش در خطبه‌ای (در جمادی الاولی 1384هـ.ق) بیان داشته‌اند: «دستهای ناپاکی که در جهان اسلام بین‌‌شیعه و سنی اختلاف می‌اندازند، نه سنی هستند و نه شیعه. اینها ایادی استعمارند که می‌خواهند بر کشورهای اسلامی مسلط گردند. دولت‌هایی که با نیرنگ‌های مختلف و وسایل گوناگون می‌خواهند ثروتهای مردم ما را غارت کنند، به‌نام شیعه و سنی، اختلاف ایجاد می‌کنند» به نقل از:شیعه وسنی، غوغای ساختگی، نوشته دکترفتحی شقاقی،موسس جهاداسلامی فلسطین، سایت مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش