نویسنده : مامان خانم ; ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٦

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی و حجتک من فوق الارض و من تحت الثری الصدیق الشهید صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

دلم مدیون چشمهاته یا علی بن موسی الرضا علیه السلام

یا علی بن موسی الرضا علیک آلاف التحیه و الثناء بابی انت و امی و نفسی و مالی.

آقا جان باز هم منو شرمنده کردین. این نوکر و عبد آبق. و هل یرجع العبد الآبق الا الی المولاه. آقا جان، ما نوکرهای عاصی شما هرجا هم که بریم آخرش منسوب به شما هستیم. العفو یا مولای.

آقا جانم ممنونم که در شب شهادت خودتون به ما هدیه دادین. خودتون گفته بودین و خبر داده بودین. اما فکر نمی کردم این خبر رو با اومدن هدیه ی الهی ما به دنیا، درست در شب شهادت خودتون به ما ثابت کنین.

مولا جان اول حرف اون خانم علویه رو زیاد جدی نمی گرفتم. با خودم میگفتم حتی اگر هم بچه همون طور که اون خانم علویه گفته پسر باشه خب به هرحال ممکنه اون همین طوری یه حرفی زده باشه. و مثلا برای اینکه ما بهش یه کمکی بکنیم این حرف رو زده و گفته بچه دار میشین و بچه پسر هست و اسمش رو بذارین رضا. می گفت این رو امام رضا علیه السلام توی خواب به من گفته.

اما آقا جانم شما راستگو بودن اون زن سیده رو ثابت کردین به ما. آقا جان من تمام زندگیم مدیون شما اهل البیت هست. سلام خدا بر شما خاندان پاک پیامبر صل الله علیه و آله و سلم.

من که آزاد شده ی جدتون حسین علیه السلام بودم. من رو به گدایی درب خونه ی خودتون پذیرفتین و جا به من دادین. آقا چطور شکرگذار لطف شما باشم؟ از روز اولی که قرار شد ما دوتا زندگی مون رو شروع کنیم، که نه از قبلش، که نه از روزی که پا به دنیا گذاشتیم، لطف شما شامل حال ما بوده. اما من چه کردم؟ جز شکستن قلب شما و قلب فرزندتون مهدی فاطمه سلام الله علیها.

مولاجان باز هم ممنونم که قدرنشناسی های من رو ندیده گرفتین.

الحمدلله.

امشب در شب شهادت امام رضا علیه السلام، ساعت ۲۳:۳۰ آقا رضای ما، نوکر سلطان ابالحسن الرضا علیه السلام، به دنیا اومد. البته آقامون از قبل این رو فرموده بود.

الحمدلله.








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش