نویسنده : مامان خانم ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٦

سلام
این روزها ی آخر چه با سرعت میگذرن؟!

حوصله هیچ کاری رو تقریبا ندارم  دوست دارم فقط بشینم به نی نی تپل فکر کنم یا به شیطنت هاش نیگاه کنم که چطور  روی شکمم موج میندازه(فداش بشم)

بعضی وقتها انگار دلم براش تنگ میشه با اینکه هنوز ندیدمش اما بیشتر از این حرفها بهم نزدیکه بیش از هشت ماهه که توی دلمه

این روزها هم که بابای نی نی تپل قراره به سلامتی بره تهران برای یه کار مهم دلتنگی من هم بیشتر شده می دونم که اگه میتونست نره نمی رفت و ما رو توی این روزها تنها نمیذاشت اما شما هم دعا کنید که کارش زود انجام بشه و به سلامتی بیاد پیش ما
نی نی جون من تو هم دعا کن  باشه مامان ِ آخه میگن خدای مهربون دعای شماها رو زودتر اجابت میکنه. دعا کن همه باباهای مهربون  زود زود و به سلامتی بیان پیش نی نی هاشون (و البته مامان های نی نی هاشون)

اگه خدا بخواد و مشکلی پیش نیاد تصمیم دارم زایمانم طبیعی باشه و گل تپلم رو توی همون لحظات اول بغل کنم (انشاءالله)
اگه تجربه ای توی این مورد داریدخوشحال میشم  بشنوم
البته توی ماه هفتم که رفتم سونوگرافی وضعیت نی نی تپل بریچ بود(یعنی سرش بالا بود )
نمی دونم تا حالا چرخیده یا نه ؟دکتر هم معاینه رو گذاشته برای دو هفته دیگه
به نظر شما دیر نیست؟
از همتون التماس دعا دارم
برای نی نی تپل - باباش  و مامانش
موفق باشید

 در پناه حق








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش