نویسنده : مامان خانم ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٦

سلام به همه مامان های عزیز و نی نی ها ی گل شون

این چند روز هر وقت که یه کم بیکار شدم خواستم مطلبی بنویسم امکان نوشتن توی وبلاگ نبود نمی دونم چرا؟!!!

روزها به سرعت داره میگذره یا نه انگار زمان متوقف شده نمی دونم. بععضی وقتها یاد اوائل بارداری می افتم که برام چقدر طولانی و سخت به نظر می رسید ۹ ماه تمام و ۹ روز انتظار یا همون ۴۰ هفته.اما حالا که به آخراش دارم نزدیک میشم (به حول و قوه الهی) بعضی روزها زود میگذره . نمیدونم شاید علتش اینه که هنوز خیلی کار دارم . سه تا امتحان عقب مونده به خاطر سرما،نوشتن لیست های نوبت اول مدرسه، نخریدن بقیه وسایل نی نی تپل،آماده نبودن اتاقش،حتی هنوز پرده اتاقش رو هم انتخاب نکردیم. خانم دکتر هم که تاکید میکنه باید استراحت کنی و گرنه نی نی تپل تون خیلی تپل نمیشه

مشکل جدیدی هم که این چند روز بهش گرفتار شدم خارش های شدید توی دست و پا و شکمه.میگن طبیعی ه. از هورمونه های دوران بارداریه.اما از هر چی که هست بعضی وقتها دیگه واقعا غیر قابل تحمل میشهاما....

 مامان به خاطر نی نی تپلش حاضر همه چیز رو تحمل کنه فقط نی نی ش سالم و سلامت باشه. حتی به خدای مهربون هم این رو گفته  که بدونه چقدر نی نی ش رو دوست داره و مواظبش باشه تا همیشه هرچند که این رو خوب میدونه که محبتی که به نی نی تپلش داره در مقابل محبت خدای مهربون چیزی نیست. خدا دوستشون داشته که این همه نعمتهای خوب رو بهشون داده سختی هاش رو هم تحمل میکنیم  تا شیرینی هاش خوشمزه تر بشه .

بازم ازت ممنونیم خدا جون مهربون.هر چی که بگیم هم باز کمه 

خدا جون:

همه مامان و بابا های مهربون و نی نی هاشون رو حفظ کن و مواظبشون باش که از مسیر رضایت تو خارج نشن.تو صراط مستقیمت باقی بمونن و عاقبت یه خیر بشن.

کمکشون کن که بتونن دل آقاشون امام زمان (عج الله) رو به دست بیارن (اینقدر دلش رو با کارهاشون نشکنن) خودت عنایتی کن که با تولد هر نی نی تپل لبخند رضایت رو لبهای آقا بشینه .لبخند شادی از تولد یه سرباز خوب.                                          (آمین یا رب العالمین)








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش