نویسنده : مامان خانم ; ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٩

سلام دوستان

امیدوارم حال همه تون و نی نی هاتون خوب باشه

پسرک ما هفته گذشته بازم مریض شد.از اواخر هفته علائم اسهال عفونی خودش رو نشون داد و چون جمعه دکتر متخصص نبود دست نگه داشتیم و شنبه بردیمش دکتر.بعد از دو ساعتی علافی البته با نوبت قبلی تلفنی بالاخره رسیدیم خدمت آقای دکتر متخصص اطفال. بابایی دقیقا برای دکتر وضعیت رو تشریح کرد و من هم در حال کنترل گل پسر بودم که با تشخیص مطب دکتر قصد فرار داشت. البته اون دو ساعت علافی هم توی کوچه و خیابون اطراف قدم زدیم و با اذان مسجد رفتیم و هر 10 دقیقه سراغ گرفتیم نوبت مون نگذره!!!!!!!!چون توی مطب نمی شد نگهش داشت.

خلاصه با دردسر معاینه شدند. با اینکه پفبیلا گرفته بودیم که آقای دکتر بهش جایزه بده چندان اثر نداشت.

دکتر هم نمیدونم چرا هیچ توضیحی درباره تشخیصش نداد .معمولا خودمون می پرسیم که بدونیم بچه مون چش بوده اما دکتر هیچی نگفت و بابایی هم آنقدر درگیر رضا بود و اعصابش خرد شده بود حاضر نشد از دکتر بپرسه.نمیدونم تشخیص دکتر چی بود اما وقتی اصرار ما رو بر این که رضا به هیچ وجه دارو نمی خوره دید 5 تا آمپول سفتریاکسون 1گرم براش نوشت!!!!!!!!!!!

توی داروخانه که داروها رو گرفتیم فهمیدیم و خیلی تعجب کردیم. از اون جا که قرار بود داروها رو نشون دکتر بدیم و معمولا کار تزریق رو هم خودشون انجام میدن برگشتیم به مطب بااین فکر که این بار چطور رضا رو داخل ببریم و روزهای بعد چکار کنیم؟؟؟؟5 روز!!!!!!خیلی بود.

بازم اصرار من به بابایی برای پرس و جو درباره تشخیص دکتر بی نتیجه موندو استدلالش این بود که حتما دیده لازمه که داده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چشمتون روز بد نبینه آمپول رو که زد تا یک ساعت یه بند جیغ میزد .هیچ طوری ساکت نمی شد.توی بغل مون بود تکون میخورد جیغش دو برابر میشد اصلا نمی تونست رو پا بایسته!!!!!!خیلی وحشتناک بود. همیشه  بعد از آمپول گریه میکنه اما به اندازه ای که توی ماشین بشینیم خوب میشه چون بی حسی می زنن .اما این بار بعد از گذشت حدود یک ساعت و تلاش های من و بابایی و بی بی و بابابزرگ و وعده پارک و آوردن ماشین شارژی خودش هیچ نتیجه ای نگرفتیم.هر چی بابایی می خواست جای آمپولش رو هم ببینه نمیذاشت از بس اذیت بود بچه م میترسید!!!!وای وقتی دیدش خشکش زد و بعد هم من..........جاش ورم کرده بود و قرمز شده بود!!!!!!! خیلی وحشتناک....تا حالا این طور نشده بود......لباس ها مون که تن مون بود همون طوری با پوشک و بدون شلوار سریع برگشتیم مطب.بچه م از بس گریه کرده بود داشت از حال می رفت وو ما هم حسابی ترسیده بودیم......دکتر خیلی عادی گفت چیزی نیست و جاش رو خوب ماساژ ندادید این طور شده.بهش استامنیفون بدید که دردش آروم بشه تا مواد کم کم جذب بدن بشن.!!!!!!!!!!!!!!!در ادامه این سریال استامنیفون خوروندن به رضا خودش پروژه دیگه ای شد.چون اگه دارو خور بود که آمپولش نمیزدیم.دیگه اشک همه مون رو داشت در می آورد وچند بار قاشق رو ریخت تا بالاخره خوردش.

شکر خدا آخر شب پای بچه م بهتر بود ولی یه کم می لنگید .بعد از 5-6 روز هنوز جاش کبوده!!!!!!!

فکر می کنم براش بد زده بود.شب بعد بردیمش درمانگاه.به دو دلیل یکی اینکه رضا دیگه حاضر نمیشد اون جا بریم و دیگه اینکه گفتیم هم با دکتر درمانگاه مشورت کنیم و هم شاید بهتر بزننش.دکتر که سرش خیلی شلوغ بود و نشد ببینیمش اما خانمی که تزریق می کرد به قول رضا مامان دکتر خیلی خانم محترمی بود.طرح تکریم ارباب رجوع رو خوب اجرا کررد!!!!!!!!خدا خیرش بده.هم استرس ما رو درک کرد به خاطر ماجرای دیشب که براش تعریف کردم و توضیحاتی داد. از جمله اینکه سفتریاکسون برای بچه ها 1گرمش زیاده ونصف باید زده بشه ولی ظاهرا دکتر کامل زده(ایلیا هم که قبلا زده 500میلی گرمی رو نصفه زده!!!)نکته دیگه اینکه سوزن باید تا ته فرو بره و مهم ترین نکته ای که گفت اطمینان دادن به ما درباره اینکه این آمپول واقعا دردناکه و طبیعیه تا یه کم بی تابی کنه.آدم وقتی آمادگی داشته باشه بهتر با اون شرایط کنار میاد.یه نکته دیگه رو هم که گفت و ما اون جا متوجه منظورش نشدیم این بود که شاید دکتر سر سوزن رو عوض نکرده!!!!!!!زن عموی رضا یک بار که ایلیا رو تهران دکتر برده بودن با این مسئله مواجه شده که گفته بودن باید دو تا سر سوزن بگیریدیعنی باید سر سوزن عوض بشه چون با سر سوزنی که از توی شیشه دارو رو می کشن بالا توی سرنگ نمیشه به بچه تزریق کرد چون هم به دلیل تماس با لاستیک درپوش شیشه دارو و هم احتمال تماس با ته شیشه دارو ممکنه نوک تیز سوزن بپره و باعث درد بیشتر بشه اون هم برای بچه ها به همین دلیل سر سوزن رو عوض می کنن

با اینکه شب دوم هم بچه م اذیت شد اما نسبت به شب اول هیچ بود.یک دهم شب قبل هم گریه نکرد درسته درد داشت از راه رفتن و نشستن ش معلوم بود. تا آخر شب حتی تنهایی نمیتونست بلند شه راه بره ترجیح میداد بشینه ولی با تاتی کردن راهش میبردیم تا زودتر موادش جذب بشه.

اما بقیه امپول هاش رو نزدیم. هر کی شنید میگفت نزنید .دردرش به جای خود که حتی بزرگ ترها هم ازش مینالند ولی می گفتن برای بچه ها عوارض داره!!!!گفتن ببریمش پیش دکتر دیگه ای ولی ما نمیدونیم دکترش چه تشخیصی داده.شاید با همون دو آمپول اول علایمی که دکتر از روی اونها تشخیص داده باید 5 تا سفتریاکسون بده رفع شده باشه!!!!از نظر ما تنها علامتش اسهال بود که همون روز اول قطع شد و چون نوع ویروسی ش رایجه نیازی به 5 تا آمپول نداره!!!!!!!!و خودش رفع میشه نهایتا با یه نسخه سبک تر......

فعلا که بی خیال آمپول هاش شدیم انشاءالله که هیچ وقت هم لازم نشه براش بزنیم.بچه م خیلی اذیت شد.

واقعا سلامتی نعمت بزرگیه که ازش غافلیم.

در پناه حق

سالم و تندرست باشید

التماس دعا








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش