نویسنده : مامان خانم ; ساعت ٢:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ فروردین ۱۳۸٩

سلام دوستان

پسر عموی آقا رضا یعنی داداشی آقا ایلیا 15 فروردین تشریف فرما شد.

دوست داشتم همون روز اول از عکس هاش بذارم که نشد و بعد هم احساس کردم مامانش دوست داره اول خودش مطلب درباره پسرش بنویسه اینه که یه چند روزی دست نگه داشتم.

(عکس های روز دوم تولد***اولین لحظات در خانه)

روز دوم تولد

رادین کوچولو ما که انشاءاله قدمش پر از خیر و برکت برای همه مون باشه همون ساعات اول توسط یه سید بزرگوار آقا سید محمود موسوی که از سادات بزرگ اهواز هستن با صدای اذان و اقامه آشنا شد. ایشون برای تولد نوه شون توی بیمارستان بودن که رادین کوچولو هم از این فرصت به خوبی استفاده کرد و اولین هدیه تولدش رو هم از دست ایشون گرفت.انشاءالله که باعث برکت بیشتر بشه.

رادین کوچولو از رضا و ایلیا یه کم وزنش بیشتر بود3کیلو100

این روزها همش یاد روزهای اول تولد رضام.

باورم نمیشه رضای من هم این قدر کوچولو بوده.دست و پای ظریف.چشمهای بیشتر وقتها بسته،دهنی که برای شیر بازه اما مدام گمش میکنه!!!!!

واقعا توی بیمارستان جرات نمیکردم رادین رو بغل کنم .نمیدونستم این موجود کوچولو رو چطور باید بگیرم!!!

شکر خدا حال خودش و مامانش خوبه.زردی هم خیلی جزیی داشته که دکتر دارو داده که انشاءالله برطرف بشه.

رضا رادین رو فقط به اسم داداشی آقا ایلیا فعلا می شناسه.روز اول هم می گفت این داداشی منه!!!!نه آقا ایلیا .

نکته جالب این جاست که باش جا نمی افته که زن عموش مامان دو تا بچه ست. زن عمو رو فقط مامان ایلیا میدونه و سراغ مامان رادین رو میگیره؟؟؟؟یا میگه این نی نی ایلیاست!!!!!!!!!چه دنیایی دارن بچه ها !!!!کاملا متفاوت با دنیای ما!!!

عکس های این کوچولوی ناز نازی رو که کپی داداشیه می تونید توی وبلاگ ایلیا بینید:

http://iliyayemaa.persianblog.ir

 

موفق باشید








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش