نویسنده : مامان خانم ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۸

سلام دوستان

هفته وحدت و عید میلاد خاتم الانبیا(صلی الله علیه وآله وسلم )بر شما مبارک باد.

این روزها دوباره همش خونه مامانم اینهام!!!!!!!!!

حسابی درگیرم!!!!!!!!!!

از اول هفته(البته برنامه از هفته قبل بود که به خاطر گرد و خاک موکول شد به این هفته)کلاس های ضمن خدمت مون شروع شده 32 ساعت.هر روز بعد از ظهر درگیرم از 5:30(که من معمولا بعد 6 میرسم و البته همیشه قبل از شروع درس استاد میرسم)تا 8:30 دقیقه.(اون هم دقیق سر وقت)

روزی مثل دیروز که صبحش هم مدرسه بودم بچه م رو اصلا خوب ندیدم و چون چند روز این برنامه تکرار شده بچه م خیلی اذیت شد.ظهر هم که پیشم بود مدت زیادیش خواب بود.مامانم میگفت همین که فهمید رفتم سرش رو گذاشته زمین قهر کرده جیغ زده گریه بلند و بعدش هم همش بهانه گیری و نق زدن.!!!!خلاصه خیلی دلشون براش سوخته بود ..........

من هم از همه جا بی خبر به خیال اینکه اون جاست و مشغوله نوبت قبلی گرفته بودم برای کاری و بعد از کلاس رفتم دنبال اون کار .البته دیگه بابایی ش هم اومده بود پیشش.اما اینقدر گفته مامانم رو میخوام که حاضر نشده بعد از رسوندن من بره خونه مامان جون و بهانه پارک گرفته و بابایی هم تسلیم شده و در اتفاقی بی سابقه دو تایی رفتن پارک!!!!!!!!!!تا اون جا که حاضر نشده از پارک دل بکنه و بیان دنبال من و آقایی(آقا جون)اومده دنبالم و رفتیم دنبال حضرات!!!!!!!!!!!!!

به میمنت میلاد رسول خوبی و مهربونی دیروز اولین جلسه تدریس بابایی به خوبی برگزار شد.خدا رو شکر خیلی نگران بود.(پارک رفتن هم شیرینی پسرم بود که زوری گرفت!!!!!!!!!)

دلتون در ایام شادمانی اهل بیت شاد باد

التماس دعا








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش