نویسنده : مامان خانم ; ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ دی ۱۳۸۸

 

السلام علیک یا ابا عبد الله(علیه السلام)

وعلی الارواح التی حلت بفنائک

*****

السلام علی الحسین (علیه السلام)

و علی علی بن الحسین(علیه السلام)

 و علی اولاد الحسین (علیه السلام)

و علی اصحاب الحسین(علیه السلام)

*****

سلام دوستان

ماه محرم امسال هم رسید و شیعیان عزادار حسین مظلوم(علیه السلام) هم چنان در انتظار منقم او به سر می برند.انشاءالله که امسال آخرین محرم بدون آقا رو پشت سر بذاریم.

امیدوارم عزاداری هاتون رو مادرش زهرا(علیها السلام) ازتون بپذیره.

خدا کنه این ماه محرم حسینی بشیم. حسینی تر .اون جوری که خودشون میخوان و بتونیم بچه هامون رو واقعا از حالا با مکتب حسین و زینب (علیه السلام) آشنا کنیم.

توی این مدت خیلی تصمیم گرفتم بروز بشم بااینکه تقریبا هر روز آنلاینم اما فرصت نوشتن نداشتم!!!!!!!!!

اما بریم سراغ گل پسر:

- آقا کوچولوی ما امسال دیگه زنجیر زنی رو یاد گرفته.چه جور هم میزنه و حسین حسین میگه (امام حسین(علیه السلام) پشت و پناهت مامان)تا صدای نوحه خوانی و یا روضه میشنوه بدو میره زنجیرهاش رو میاره و شروع میکنه *زنجیر زنجیر *

- این روزها هم که پسرک انقلابی ما با شنیدن شعار دادن های مردم با مشت های گره کرده *مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل * میگفت. خصوصا اون دو روزی که تجمع بود.حالا هم هر وقت صدا و سیما راهپیمایی یا تجمع رو نشون میده که مردم شعار میدن میگه*اینجا که رفتیم!!!*

- اسم امام ها رو هم چنان تا امام ششم بلده خیلی وقته این جا متوقف شده اما چون گاهی اوقات جا به جا میگه گفتم بیشتر نشن تا اینها رو خوب یاد بگیره بعد.

- شیطونک من علاقه زیادی به سر کار گذاشتن دیگران پیدا کرده!!!اسم های همه رو عمدا جا به جا میگه و بهمون میخنده!!!! یا کلمات من در آوردی به کار میبره و خودش میدونه که معنایی ندارن وقتی ما اون کلمه رو تکرار میکنیم خنده ش میگیره!!

-عروسکم اینقدر فعل ها رو جالب و با مزه بکار میبره که که نمیدونم چطور توصیف کنم. مدام هم دایره لغاتش در حال تکمیله و یادمون میره که چی میگفت از بس تنبلیم و نه یاد داشت میکنیم و نه ضبط میکنیم.!!!!!

- امروز ظهر بابا بزرگش خوابیده بود و نور آفتاب از پنجره روی سرش تابیده بود.می گفت: *بابایی آفتای ریخته رو بابا بزرگ*

 - همین حالا من سکسکه م گرفته و با هر سکسکه من غش غش میخنده!!!!من نمیدونم آخه سکسکه خنده داره؟؟؟؟؟؟؟

- پیکاسوی ما هم چنان علاقه مند به نقاشی کشیدنه و طرح های هنریش رو فقط روی کاغذ نمیکشه!!!روی دیوار!!!!در حمام و دستشویی!!!!فرش!!!!کمد!!! و در جدیدترین ابتکار پوشک مای بیبی!!!!!البته طرح هاشون رو هم همه کس نمیتونه تفسیر کنه چون هر جور خطی فقط و فقط ستاره است!!!!(به قول خودش**دیتاره**

- گلکم خیلی زود حوصله ش از یه کار و یه محیط سر میره و دنبال تنوعه. البته از نوزادیش این خصلتش مشخص بود.!!!!!

- پروژه از پوشک گرفتن به خاطر سرمای هوا و اینکه لازمه هر بار دستشویی بردنش آب بازی بود و یه دوره سرما رو هم در این راه نوش جان کرد متوقف شد تا بهار.

-از شیر گرفتن هم دلم نیومد زوده حالا!!! بعضی دوستان سه چهار روزه از پسش بر اومدن من هم صبر میکنم تا ماه آخر .خدا بزرگه انشاءالله که دو تامون باهاش راحت کنار بیایم.فعلا همین جوری خوش میگذره!!!!!!خصوصا شبها!!!!!

- خیلی علاقه منده که کار و یا مسئولیتی بهش بدیم خصوصا کاری که خودمون میکنیم.از جارو تا گردگیری تا سفره پهن کردن و..... البته همه اینها رو تا وقتی خودمون میخوایم انجام بدیم میخواد .اگه مشغول کار دیگه ای شدیم انصراف میده!!!!!!

*****

این روزها خودم خیلی درگیرم. امتحان های دانشگاه و طرح سوالات مدرسه و تصحیح اوراق امتحانی و لیست نوشتن و از همه مهم تر رسیدگی به گل پسر و خراب کاری هاش توی خونه که ۱۰ دقیقه بعد از بیداریش انگار نه انگار این خونه تمیز شده بود!!!!!!!!!!!!!!! لباس هاش هم که یکی دو روزی یه بار تموم میشن!!!

همه اینها به کنار علاقه ش رو به کتب دانشگاهی و برگه های امتحانی بچه هانمیدونم چطور کنترل کنم!!!!!!!!!!!!!!!

دیروز اولین امتحانم رو دادم شکر خدا خوب بود .کاش آخریش رو داده بودم!!!

امروز هم اولین سری برگه ها و لیست ها رو نوشتم .مربوط به درس تاریخ بود. بابایی هم زحمت بردنشون به مدرسه رو کشید که دیگه با خیال راحت امتحان بعدی م رو بخونم.

از ظهر هم به سر و وضع خونه رسیدم تا رضا خواب بود و چند دقیقه ایه بیدار شده و داره همه زحمت هام رو به باد میده!!!صبر نکرد تا باباش بیاد و حاصل زحماتم رو ببینه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خیلی این پست طولانی شد.ببخشید اما حکایت هم چنان باقیست!!!!!

 موفق باشید

در پناه حق

التماس دعا

 








src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش