نویسنده : مامان و بابای نی نی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٩

سلام دوستان

متاسفانه این چند روز آنقدر سرم شلوغ بود که فرصت به روز شدن رو نداشتم. هر چند دوست داشتم قبل از محرم مطلب بنویسم اما نشد.

 

به سلامتی عمو حسین اینها اسباب کشی کردن و عازم کرج شدن.جاشون خیلی خالیه.امیدوارم اون جا بهشون خوش بگذره.یک هفته ای هم بی بی پیش شون بود و حالا که اومده خیلی دلتنگی می کنه البته بهش حق میدیم. اما کاری از دست مون بر نمیاد. ما سعی می کنیم پیش رضا اسمی از رفتن شون نبریم که دلتنگ نشه اما بی بی مدام بهش یادآوری میکنه. بی بی ه دیگه.............

 رادین یه شب قبل رفتن.(متاسفانه از ایلیا عکس جدید خوبی نداشتم!!!!)

دایی محمد اینها هم به سلامتی اومدن. تقریبا یکی دو روز بعد از رفتن عمو حسین اینها. بالاخره برادر زاده هام رو از نزدیک دیدم.هر چند در حضور رضا نمیشد خیلی بهشون نزدیک بشم که حساس نشه. پنج شنبه هم شکر خدا ولیمه عقیقه شون به سلامتی و خوبی برگزار شد.

قابل توجه مامان محمدین:(دوست زن داداش)

شکر خدا حالشون خوبه فقط خیلی کوچولون. یادم نمیاد یا باورم نمیشه رضا هم اینقدر ریزه میزه بوده......

مشکل زردی شون هنوز به کلی رفع نشده.همون روزهای اول چندین جلسه برده بودندشون بیمارستان زیر نور گفتند دیگه خوب شدن. اما وقتی اومدن اهواز بردیم شون دکتر به خاطر نشونه های زردی دکتر هم آزمایش نوشت و حالا هر کدوم شون دو روز نباید شیر مامان شون رو بخورن و باید شیر خشک بخورن و بعد دوباره آزمایش بدن. دعا کنید انشاءالله زودتر خوب بشن و دیگه با خیال راحت شیر مامان بخورن.

جای ایلیا خالی انواع فشفشه و بادبادک

تولد 1000 روزگی رضا رو هم شکر خدا برگزار کردیم. دوست داشتم حالا که عمو اینها نیستن بمونیم تا بی بی بیاد ، همین کار رو هم کردیم اما به دلایلی نتونستن بیان. خودمون بودیم و مامان جون اینها و دایی محمد و دو قلوهاش .با 1000 روزگی رضا یکدفعه 1 ماهگی عروسک های ناز و کوچولومون رو سه چهار روز زودتر برگزار کردیم تا قبل از محرم باشه.

انشاءالله که مبارک سه تا شون باشه.کلی هم هدیه گیرشون اومد .مبارک تون باشه.

مدرسه هم که تقریبا اوج کارها مونه.همش درگیر طرح سوال و تصحیح اوراقم. بعضی وقتها خیلی خسته کننده میشه.تا مدرسه م خوبه .اما کارهایی که باید توی خونه انجام بدم اون هم با وجود رضا که چند ساعتی رو هم بدون من گذرونده و در کنارش هم کارهای خونه خیلی سخت میشه. اما خدا بزرگه میگذره.

انشاءالله دل هاتون روز به روز حسینی تر باشه.

التماس دعا









نویسنده : مامان و بابای نی نی ; ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩

http://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/besm_130.gif 

 

 

501.gif












نویسنده : مامان و بابای نی نی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩

سلام دوستان

عیدتون مبارک

دلهاتون شاد و لبهاتون پر خنده

این روزها حال و هوای خاصی داریم.

از طرفی عمو حسین اینا بار سفر بستن و وسایل شون رو جمع کردن . یعنی که یکی دو روز دیگه............. انشاءالله به سلامتی برن و با دل خوش اون جا بهشون خوش بگذره . اما قبول کنید که دوری سخته.حالا اونها جای جدید و مشغولیت جدید و تنوعش شاید یه جورایی مشغولشون کنه اما جای خالی شون اینجا خیلی حس میشه.خصوصا ایلیا که روزی چند بار در خدمتش بودیم!!! تازه چند وقتیه که بچه ها بازی هاشون میشه گفت یه کمی بهتر شده.البته نه خیلی ، ولی آثار بزرگ تر شدن توی رفتارها و بازی هاشون مشهوده. حالا یا بو بردن که قراره از هم دور بشن یا واقعا اثر بزرگ شدنه

از طرف دیگه داریم لحظه شماری می کنیم برای دیدن دسته گل های دایی انشاءالله هفته آینده میان اینجا.و آخر هفته هم به خواست خدا عقیقه شون رو میدیم.دیگه عقیقه یکی شون بمیشه ولیمه خونه زن دایی و یکی شون هم خونواده خودمونجای همه خالی خصوصا زن عمو

و اما توضیح درباره عنوان مطلب:

همون طور که میدونید من روزشمار تولد آقا رضا رو حساب می کنم و اگه یه جورایی گله اطرافیان نبود دوست داشتم هر ماه براش تولد بگیرم(هر چند امکانش نبود ولی دوست داشتم!!!!) ولی اعداد خاص رو سعی داشتم بگیرم.مثل 100 روزگی، 500 روزگی و ..... البته ماه هایی مثل 30 ماهگی رو هم که مصادف با عید فطر بود دوست داشتم بگیرم. از 800 روزگی و بعد اون 888  روزگی که به خاطر تقدس عدد 8 و انتصابش به امام رضا(ع)دوست داشتم براش جشن بگیرم و نشد وعده 1000 روزگیش رو به خودم دادم.خدا کنه که عملی بشه.

حالا 1000 روزگی عروسکم هفته دیگه است و قرار بود به خاطر عید غدیر چند روزی زودتر جشن بگیریم .روز عید.اما چون برنامه اومدن دایی هفته بعد بود و برنامه رفتن عمو اینا آخر هفته بعد قرار شد همون روز 1000 روزگی جشن بگیریم که هم پسرعموهای پسرم باشن و هم پسر دایی ها( یعنی همه فامیل مونو همه مهمون هامون)

 

موفق باشید

در پناه حق

دست علی یارتون









نویسنده : مامان و بابای نی نی ; ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩




عید کمال دین ،سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علی علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد.


مدح علی و آل علی بر زبان ماست           گویا زبان برای همین در دهان ماست

تمام لذت عمرم در این است                           که مولایم امیرالمومنین است

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام           بر تو ای روز امامت از همه امت سلام
از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام          ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

از ولای مُرتضی دل را چراغان می کنیم
بـا علی بار دگر تجدید پیمـان می کنیم

علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است . . .؟












نویسنده : مامان و بابای نی نی ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩

ز سوی عرش رحمن، نوید شادی آمد
بشارت ای محبان، امام هادی آمد
کجایی یابن زهرا بده عیدی ما را
که روح عشق و ایمان امام هادی آمد




ولادت دهمین گلبرگ آسمانی، آیینه‏ی عصمت، هادی امّت، اسوه‏ی مجد و شرافت، نای پرخروش ولایت،
ناخدای کشتی هدایت، حضرت امام هادی (ع) بر پیروان ولایت خجسته باد.







src="http://pichak.net/blogcod/flag/js/fajr4.js">
لوگوی سه گوش